عزم عشق

این سروده را در «ادامه» مشاهده بفرمایید...


عزم عشق

 

بدان طفلِ رهی و دانش‌آموز

تو هیچی، هیچ بودن را بیاموز

 

اگر چیزی شدی، آن چیز، حق است

اگر هستی، زِ حقّی شعله‌افروز

 

نبودی، نیست خواهی بود بی او

که او بوده است و خواهد بود هر روز

 

اگر در او ببینی خویشتن را

نداری غیر او در سینه‌ات سوز

 

جهان جز سایه‌ای از او نباشد

خیالیم و به نقشِ خویش، پاسوز

 

نبیند غیرِ او چشمان عاشق

نبینی غیرِ هو، با عشق جانسوز

 

خوشا چشمی که غیر از او نبیند

خوشا بگذشته از فردا و دیروز

 

غنیمت دان مجال لحظه‌ها را

تو عزم عشق کن، الان، امروز





لینک این مطلب:
https://rahemoghaddas.blog.ir/post/427